عطر خوش خاطرات - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 16:00
گاهی بوی عطری آشنا در فضایی نا آشنا چه دل نشین است سفر به خاطرات گذشته
بغض چندساله - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 16:00
کاش میتونستم داد بزنم و هرچی تو این چندسال تو گلوم خفه کردم نگفتمو بگمهمچی بگم تا خلاص شم از این همه ظلم بعد با یه چمدون برم جایی ک هیچکی منو نشناسه و دوباره از نو شروع کنم ی زندگی جدید رو.وای اگه میشدفکرکردن بهشم خوشحالم میکنه.
الهی، نگاهی - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 16:00
باید اعتراف کنم خیلی میترسم.... از این بیماری عجیب و غریب که پاشو گذاشته رو گلومون و ولکنم نیست و نمیرهاز اینکه نکنه مریض شم نکنه خانوادم مریض شن چقدر سخته نگران همچی بودن دلواپس بودن چقدر سخته این مو
شعر پرواز:دکتر انوشه - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:41
کاش می شد لحظه ای پرواز کردحرفهای تازه را آغاز کردکاش می شد خالی از تشویش بودبرگ سبزی تحفه ی درویش بودکاش تا دل می گرفت و می شکستعشق می آمد کنارش می نشستکاش با هر دل دلی پیوند داشتهر نگاهی یک سبد لبخن
هیچوقت اونطوری نمیشه ک میخوایم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:41
امروز کتابی که داشتم میخوندم تموم کردم .خواستم امشب درباره کتاب حرف بزنم یکم فضای وبم عوض بشه.ولی....همیشه یه چیزی هست تو زندگیم ک باعث بشه همچیز تغییر کنه؟من امشب نتونستم دونفر از بهترینای زندگیمو کن
یه روزی میاد ..... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:41
یه روزی میاد که دیگه دلت برام نریزه که یادت نیاد تولد من چند پاییزههرکدوم از ما کنار یکی دیگه خوشبختهچیزی که امروز باورش واسه هردومون سختهیه روزی میاد سال یه بارم یاد هم نیایم از گذشتمون جز فراموشی هیچ چیزی نخوایم از تو فکرما خاطراتمون میتونه رد شدهبدون اینکه حتی ی لحظه حالمون بد شه*احسان خواجه امیر...
دلیل حال خوب اینروزام - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:41
*یادمه ی روزی (توی گذشته) وایستادم و گفتم هستم تا تهش , بودم با تموم وجودم ولی یجایی کم اوردم دیگه نتونستم ,نتونستم کوه باشم ریزش کردم خردشدمالان میخوام یکی مثل کوه پشت من باشهاین روزا حالم خوبه اینقد
روز خوب - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:41
چرا اینجوری شد؟ چرا تموم نمیشه؟ خدا تاکی میخوای امتحانمون کنی؟ این امتحانه یا زندگی؟ نگو ک زندگیه....... یه روز خوب میاد ایمان دارم ایمان دارم به روز خوب به روزای خوب روزی که تو ذهنمه روزی که دیگه غصه چیزی نخورم.خدا با ماست درکنار ماست همیشه کنارم حسش کردم همیشه هوامو داشت همیشهههههههممنونم خداجونم....
دیالوگ فیلم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:41
مجری:راجع به اینکه شاهدان عینی گزارش دادن که فرد مظنون ماسک دلقک رو صورتشون بوده نظرتون چیه؟توماس وین:خب برای من که کاملا با عقل جوردر میاد...اخه کدوم آدم ترسویی میتونه کاری تا این حد بی رحمانه انجام
بزن باران - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:41
بزن بارانببار از چشم منبزن باران بزن باران بزن بزن باران که شاید گریه ام پنهان بماندبزن بارانکه من هم ابری ام بزن باران پر از بیصبریمبزن باران که این دیوانه سرگردان بماندبهانه ای بده به ابر کوچکه نگاه
داستان عجیب تتلیتیها..... - تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 11:32
تتلو!!!!!!!!!!! من نه میگم کارش خوبه نه میگم بده امروز خیلی دلم گرفت براش الانم دارم این متن مینویسم آهنگ های قدیمشو دارم گوش میدم آهنگ هایی که تا چند سال پیش از نظر من بهترینا بودن البته هنوزم آهنگ
دردودل سوم - تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 11:32
یک ساعته دارم به این صفحه نگاه می کنم میخوام بنویسم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم.... از حالم؟ از خستگیم؟ از دلتنگیم؟ یا از...... واقعا الان چی باید بنویسم تا حالم خوب شه؟ چرا خاطرات ولکن آدم نمیشن؟ کاش
بزرگ شدن - تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 11:32
و باز هم بی خوابی..... بی خوابی و هزار و یک فکر....پس چی میگفتن این قدیمیاااا که گوسفندارو بشمار خوابت میبره، گوسفندا خوابشون برد ولی من همچنان بیدارچجوری میشه خوابید؟ بجز شمردن گوسفند راه های دیگه چ
قوی ترین های کاکتوسی - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 17:36
یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم،اوایل بهش میرسیدم،قشنگ بود و جون دار،کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره،خیلی قوی بود،صبور بود،اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد،منم واسه همین خیل
بودن یا نبودن..... - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 17:36
- حدس میزنم پدرم خواسته با کسی صحبت کنم. + من مدت طولانیه که به مغازه پدرت میرم و تو هیچوقت اینو نخواستی - حدس میزنم میخواد من بهتر بشم، تا ازش بگذرم.... + و تو فکر میکنی نمیتونی ازش بگذری؟ - فکر نمی
درد و دل - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 17:36
نمیدونم از چی بنویسم... نمیدونم از کجا بنویسم.... بد دلم گرفته از این مردم دلم از قضاوت بیجاشون گرفته ندیده و نشناخته میان قضاوت میکنن و نمیخوان پیشرف کسی ببینن چرا ما انسان ها اینحوریم؟چرا همش زیرپای دیگران خالی میکنیم دلم یه دریا گرفته ، نمیدونم کجا برم به کی پناه ببرم از دست این افراد. خدایا خودت...
ترس - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 17:36
ما به کجا میخوایم برسیم ؟ آخرش چی میشه؟ چرا زندگی اینقدر سخت شده؟ مملکت داره چیکار میکنه که ماها اینقدر سخت داریم زندگی میکنیم می ترسم ازآینده ای که برای هیچکس ، هیچی مهم نباشه جز زنده بودن خودش و برا
خود سرزنش - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 17:36
از اشتباه کردن بدم میاد دوست دارم همیشه همه کارهارو درست انجام بدم وقتی هم اشتباه میکنم حس بدی بهم دست میده و روزم خراب میشه امروز از اون روزهایی که حال خوبی ندارم و دلم گرفت از بی دقتیام کاش یاد بگیرم بجای عصبی بودن از خودم و خودخوری کنار بیام که همه ی روزی اشتباه میکنن... کاش....
دلگیرم از همه.... دل گیره این غمه..... - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 17:36
دادی تو پای من هرچی که داشتی لعنت به من چرا توی این خونه جاش نی تو عاشق منی من گیر قبلمم چشمام دستمه اشکام این قلم من رو به حال من سخته برای تو تف به تمام من کارت تمامه تو من مال تو ولی من دیگه نیستم
درد و دل دوم - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 17:36
چند روزه دلم گرفته خستم خسته ازاین روز ها از این روزهایی که داره میگذره احساس میکنم مثل رباط شدم کارهای تکراری روزهای تکراری ... چیکار کنم خوب شم؟ چی خوبم میکنه ؟ چرا هرکاری میکنم خوب نمیشم؟ چرا هیچی